تبلیغات
هدهد راهبر - اخلاق مبتنی بر دین
http://s2.picofile.com/file/8261552618/HeadNew95.jpg

قیمت ..

بعد از عقد، یک سفر رفتند کربلا و با دعوت کردن اقوام نزدیک، راهی خانه و

کاشانه ی خود شدند .. یکی از دوستان بعدها به او گفت، چه فرقی داشت الآن

این کارت! .. خرجی رو که برای عروسی قرار بود بکنی، با این کارتم کردی ..

اندکی سکوت کرد و گفت "الآن که دارم فکرشو می کنم، می بینم که حق با توئه ..

خرج یه اندازه که نه، این کارم خیلی بیشتر از اون کار ساده ای که قرار بود

انجام بدم، قیمت داشت" .. ...





موضوع: ازدواج، برچسب ها: قیمت، با ارزش، اقدام با ارزش، فرهنگ سازی، ماه عسل در کربلا، عروسی ساده، ولیمه ساده،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ مجتبی ]

وظیفه ..

سر کلاس، استاد می گفت، من امتحان قضاوت قبول شدم اما مشورت کردم و به

دلیل مسئولیت سنگینی که این شغل داشت، از آن منصرف شدم و به یکی از

روایات هم در این مورد استناد کرد.. یکی از شاگردان گفت، "استاد، ببخشید،

اما وقتی می دانید که در این حوزه، افرادی حضور دارند که حق مردم را به

دلیل نداشتن سواد کافی تضییع می کنند و یا با علم و عمد، آبروی نظام

را زیر سوال می برند، باز هم حاضر نیستید که این وظیفه را برعهده بگیرید!

استاد سکوتی کرد و شاگرد ادامه داد، من حاضرم بروم جهنم

اما این دو اتفاق نیفتد" .. ...





موضوع: انقلاب و سیاست، روابط فردی، تدین، برچسب ها: قضاوت، وظیفه، وظیفه در نظام، وظیفه در کشور، شانه خالی کردن از وظیفه، خالی کردن صحنه، انجام وظیفه،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 08:42 ب.ظ ] [ مجتبی ]

سربند ..

دو تا برادر دوقلو توی یک عکس بودن که یکی شهید شده بود .. داشت به عکس

نگاه می کرد که پرسید، عجب روزگاریه، چی شد که اون شهید شد و این یکی

هنوز هست؟ .. جواب داد، "فرقی با هم نداشتن، هردوتا بچه مذهبی و

انقلابی بودن اما اون یکی سربندشو رو سرش می بست ولی

این میذاشت تو جیبش" .. ...





موضوع: شهدا و جانبازان، دفاع مقدس، روابط فردی، تدین، برچسب ها: سربند، سربند شهادت، آرزوی شهادت، شهادت اقدام می خواهد، برای شهادت باید آبرو خرج کرد، شهید در صحنه حضور ندارد، شهید منزوی نیست،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ مجتبی ]

عیب نیست ..

جالبه وقتی توی مسابقات ورزشی، یه زن میاد و رختو لباس عرق کرده ی ورزشکارو

حمل می کنه، یا به عنوان یه توپ جمع کن استفاده میشه، یا با یه دستمال و تی

میاد زمینو خشک می کنه، امری طبیعی جلوه می کنه و نشونه ی حضور زن تو

عرصه های اجتماعیه و هیشکی صداش درنمیاد؛ اما وقتی به زن میگن بعد از

ازدواج، اگه قراره واسه خودت غذا درست کنی، واسه دو نفر دیگه هم درست

کن و این نشون دهنده ی لطفته نه وظیفت، از زمینو آسمون تیکه بارونش

می کنن که مگه زن کلفته! مگه زن خدمتکاره، مگه زن .. ...





موضوع: روابط زناشویی، روابط فردی، برچسب ها: احترام به زن، شان زن، کار زن در خانه، لطف زن در خانه، زن در اجتماع، حضور زن در عرصه های اجتماعی، زن در اسلام،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ مجتبی ]

عرق ..

در مسجد در صف نماز نشسته بود که مدام دستش را روی پیشانی اش

می کشید، خادم مسجد به او گفت، گرمت است؟ پنکه یا کولر را روشن کنم ..

گفت، "ممنون حاج آقا اما، عرق شرم است، با این چیزها

درست نمی شود" .. ...





موضوع: روابط فردی، بندگی، برچسب ها: شرم حضور، شرم حضور در مسجد، شرم حضور در پیشگاه خدا، عالم محضر خداست، محضر خدا، شرم از لطف خدا، شرم از حضور خدا،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 7 شهریور 1395 ] [ 08:24 ب.ظ ] [ مجتبی ]
http://s1.picofile.com/file/8261554700/808_81.jpg