تبلیغات
به یاد پوپک گلدره عزیز

 

پوپک..؟؟

حواست هست..؟؟ شدش 3 سال..

درست سه سال پیش بود که همه جا پر شده بود از پوپک گفتنای مردم.. نرگس محتشم..

روزی که برخلاف میل همه عمل کردی و رفتی.. یادته..؟؟ چقدر دعا پشت سرت بود..

همه می خواستن برگردی ولی تو پرواز و ترجیح دادی به همه چیز..

آرامش.. کلمه ی پر معنایی که دنبالش میگشتی.. امیدوارم در کمال آرامش و غرق

نعمت های پروردگارت باشی..



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در پنجشنبه 27 فروردین 1388 و ساعت 09:00 ق.ظ [+] | نظرات ()



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در سه شنبه 25 فروردین 1388 و ساعت 06:31 ب.ظ [+] | نظرات ()



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در شنبه 1 فروردین 1388 و ساعت 02:40 ب.ظ [+] | نظرات ()

می خواهم به یاد آوری چقدر به هم نزدیک هستیم

حتی با وجود فرسنگ ها فاصله

به من نزدیکی

می خواهم بدانی در این روز بزرگ، سپندار مذگان

به تو می اندیشم

29 بهمن، روز فرا دوستان ایرانی مبارک.



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در سه شنبه 29 بهمن 1387 و ساعت 06:57 ب.ظ [+] | نظرات ()

 

یه روز که داشتیم با دبیر ریاضیمون همین چند وقته قبل درد و دل میکردیم بحث آدمای خوب و

بد پیش اومد.. بچه ها میگفتن آقا فلانی خیلی آدم مزخرفیه.. هیچی حالیش نیست.. نه

انصافی نه عدالتی هیچی.. دبیرمون برگشت یه حرف زد که کل بچه ها واسه چند دقیقه همین

طوری فقط داشتیم نگاش میکردیم.. گفت آدمایی که کارای بدی از نظر ما ها و دیگران میکنن،

اینطور نیست که آدمای بد بدی باشن.. نه.. اونا فقط خوبی هاشون کمتر از بدیهاشونه..

همین.. و گرنه همه ی آدما یه ذره خوبی و تو وجودشون دارن.. آخ چه حرفی زد.. آدما یا خوبن

یا بد..؟؟ نه.. بداشونم خوبی دارن.. اما نه قد آدمای خوب.. یه خورده کمتر..



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در شنبه 26 بهمن 1387 و ساعت 06:50 ب.ظ [+] | نظرات ()

گلشیفته فراهانی در جشنواره فیلم برلین

انشاالله هرجا هستی شاد و سلامت باشی گلی جان..

به امید دیدار در ایران..

    



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در سه شنبه 22 بهمن 1387 و ساعت 10:34 ب.ظ [+] | نظرات ()

بشکن بشکنه ای فرزند آدم.. دل آدم شکستن داره به خدا..

تو هم بشکن.. چرا بیکار نشستی..؟؟



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در شنبه 19 بهمن 1387 و ساعت 11:21 ب.ظ [+] | نظرات ()

آن شب در اوج سلطه ی خاموشی و سکوت ،
وقتی که خواب جسم مرا در برش کشید ،
ناگه ستاره ای ،
طعم عدم چشید
آرام جان سپرد
خاموش گشت و مرد
حالی که آن شب و همه شبهای پیش از آن ،
خوابی که چشمها را
آسوده می ربود ،
خواب ستاره بود

* * *

چندین شب است خواب به چشمم غریبه است
شاید که خواب من ،
آن تک ستاره بود که از شاخه ی سپهر،
دیری پریده است

شبهای صاف دور،
من خواب بودم اما
او زنده دار شب
شبهای سوت و کور ،
او خفته در سکوت ،
من زنده دار خسته ی بی برگ و بار شب

آری ...
خوابم ستاره بود ...

باور نمی کنم ...
آن تک ستاره ام ،
آرام جان سپرد
خاموش گشت و مرد ...

ممنونم ازت مهدی جان، یار همیشگی ما



نوشته شده توسط پوپک - هدهد در دوشنبه 7 بهمن 1387 و ساعت 09:22 ب.ظ [+] | نظرات ()
یه پرنده تک و تنها، تو افق تو بی نهایت.. دلش از غصه گرفته، میگه از عشق یه حکایت.. غم و غصه هاش یه بغضه، اشک و گریه هاش شبونه.. میگه از رفتن و پرواز، ولی باز عاشق میمونه.. حالا اون پرنده  من، دیگه تنها نمیمونه، آخه اون رفته از اینجا، رسم پرواز و میدونه.. توی شبهام یه ستاره، توی روزام یه امید، که برم تو اون جهانی که همه گلاش سپیده.. آخر این قصه ی ما پر درد و پر آهه، این دل عاشق فردا، شده تنها تو بی راهه..
بازدیدهای امروز:
بازدیدهای دیروز:
كل بازدیدها:
كل مطالب:
كل نظرات:
ایجاد صفحه: - ثانیه